تبلیغات
مشاوره خانواده و ازدواج - اختلال اضطراب جدایی
مشاوره خانواده و ازدواج
آموزش خانواده و زوج ها در زمینه مسائل و مشکلات زناشویی و فرزندپروری

آرشیو

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اختلال اضطراب جدایی

اختلال اضطراب جدایی

مقدمه

   اختلالات اضطرابی یكی از شایع ترین اختلالات عاطفی- روای كودكان و نوجوانان می باشد. مطالعات انجام شده در مورد شیوع شناسی این اختلال نشان داده است كه در حدود 8 الی 12 درصد كودكان و 5 الی 10 درصد نوجوانان با یكی از معیارهای تشخیصی اختلال اضطرابی، تا اندازه ای كه روند زندگی عادی و عملكرد روزانه ی آنها را مختل نماید مواجه هستند (اسپنس و اسپنس، 1998). اختلالات اضطرابی بویژه اختلال اضطراب جدایی از میزان بالایی در میان كودكان و نوجوانان شایع اختلال اضطرابی در كودكان و نوجوانان ممكن است در یكی از اشكال اضطراب جدایی، هراس اجتماعی، اختلال اضطراب تعمیم یافته، اختلال آسیمگی یا بازار هراسی و یا بدون آن، اختلال وسواس فكری- عملی و هراس های اختصاصی وجود داشته باشد. اختلال اطضراب جدایی كودكی با پیامدهای منفی بسیاری برای سازگاری شخصی، تحصیلی و اجتماعی همراه است. علاوه بر این شواهد نشان می دهد اختلال اضطراب كودكی پدیده ای گذرا برای كودكان  نبوده و در صورت عدم درمان تا سنین نوجوانی و بزرگسالی ادامه پیدا می كند و مشكلات بسیاری را در آینده كودك ایجاد می كند (اسپنس، پائولا، بارت، 2003؛ برنشتاین، لین و اگان، 2005؛ فردیناند، 2007)....

اختلال اضطراب جدایی

مقدمه

   اختلالات اضطرابی یكی از شایع ترین اختلالات عاطفی- روای كودكان و نوجوانان می باشد. مطالعات انجام شده در مورد شیوع شناسی این اختلال نشان داده است كه در حدود 8 الی 12 درصد كودكان و 5 الی 10 درصد نوجوانان با یكی از معیارهای تشخیصی اختلال اضطرابی، تا اندازه ای كه روند زندگی عادی و عملكرد روزانه ی آنها را مختل نماید مواجه هستند (اسپنس و اسپنس، 1998). اختلالات اضطرابی بویژه اختلال اضطراب جدایی از میزان بالایی در میان كودكان و نوجوانان شایع اختلال اضطرابی در كودكان و نوجوانان ممكن است در یكی از اشكال اضطراب جدایی، هراس اجتماعی، اختلال اضطراب تعمیم یافته، اختلال آسیمگی یا بازار هراسی و یا بدون آن، اختلال وسواس فكری- عملی و هراس های اختصاصی وجود داشته باشد. اختلال اطضراب جدایی كودكی با پیامدهای منفی بسیاری برای سازگاری شخصی، تحصیلی و اجتماعی همراه است. علاوه بر این شواهد نشان می دهد اختلال اضطراب كودكی پدیده ای گذرا برای كودكان  نبوده و در صورت عدم درمان تا سنین نوجوانی و بزرگسالی ادامه پیدا می كند و مشكلات بسیاری را در آینده كودك ایجاد می كند (اسپنس، پائولا، بارت، 2003؛ برنشتاین، لین و اگان، 2005؛ فردیناند، 2007).

تببین اضطراب جدایی

اضطراب كودك و اختلال های آن مبتنی بر اختلال های دلبستگی تعریف می شود. پژوهشگران تاكید بسیاری بر تاثیر روابط دلبستگی دوران كودكی (ریگز و جاكوبیتر، 2002) و شیوه مراقبت دوران كودكی (بنت و استیرلینگ، 1998) بر رشد اضطراب و روند تحولی اختلالات اضطرابی داشته اند.

رفتار مادرانه تاثیر مستقیم بر واكنش های اضطرابی نوزاد دارد. بنابراین ریشه اضطراب كودك باید در روابط وی با مادر جستجو كرد(آلبانو، چورپیتا و بارلو، 1996). اضطراب جدایی دوران كودكی در نظریه های رشدی اختلالات اضطرابی بزرگسالان اهمیت بسیاری دارد (سیلوه، مانی كاواساكا و بلاژینسكی، 1996). با وجود اهمیت نظری رفتار ولدینی در نظریۀ دلبستگی، بررسی های كمی در زمینه ی ارتباط میان دلبستگی در بزرگسال و رفتار والدینی انجام شده است (آدام، گونار و تاناكا، 2004).

   انواع اختلالات اضطرابی خصوصیات مشترك بسیاری داشته و در تاكید اختصاصی بر نوع ترس با هم تفاوت دارند (كلین، 1991). كودكان در پاسخ به تهدیدات دریافت شده در محیط اضطراب را تجربه می­كنند. میزان دریافت تهدیدكنندگی محرك ها از یك اختلال به اختلال دیگر متفاوت است. زمانی كه كودكان مضطرب می شوند بطور افراطی و بیش از اندازه بر پیامدهای منفی كه ممكن است رخ دهد توجه می كنند و تغییرات جسمانی زیادی را تجربه می كنند(راپی، 1998؛ بارهایم، 2007).

    اختلال اضطراب جدایی برای اولین بار در DSM III-R و مواردی نیز در DSM V  مطرح شده است، مهمترین تفاوت بین DSM III-R و DSM V این است كه تداوم نشانگان در DSM V برای حداقل 4 هفته برای تشخیص اختلال لازم دانسته شده است، در حالی كه در DSM III  و DSM III-R، 2 هفته را برای این مدت كافی دانسته اند. متن تجدید نظر شده DSM IV-TR اختلال اضطراب جدایی را جزء اختلالات دوره ی شیرخوارگی كودكی و نوجوانی آورده است. از عوامل بسیار مهم در ابتلای كودكان به اختلال اضطراب جدایی بر اساس یافته های پژوهشی مختلف، می توان به كیفیت دلبستگی كودك، ابتلای یكی از والدین به اختلال های اضطرابی و تولد فرزند جدید اشاره نمود (برنشتاین، لین و اگان، 2005؛ بارهایم، 2007؛ بوگلز و فارس، 2007).

    كودكان و نوجوانان امكان دارد دچار اختلالات دیگر همچون هراس اختصاصی، آسیمگی، وسواس فكری- عملی و اختلال استرس پس از سانحه (Post Traumatic Stress Disorder) نیز باشند. پژوهش های اخیر نشان می­دهند كه كودكان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی ممكن است تشخیص های روان­پزشكی دیگری را نیز همچون اختلال آسیمگی و افسردگی بگیرند(دورفلر، توسكانو و كونور، 2007). تقریباً نیمی از كودكان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی به اختلالات اضطرابی دیگر نیز همچون هراس اختصاصی و اضطراب تعمیم یافته مبتلا هستند (مون سانگ سیك، 2002). اختلال اضطراب جدایی همپوشی زیادی با افسردگی و مشكلات رفتاری دارد (هودسن و راپی، 2001). بین اضطراب در كودكان و اختلال بیش فعالی كمبود توجه (Attention Deficit-Hyperactivity Disorder) همپوشی زیادی مشاهده كردند (بوئن، چاویرا، بایلی، اشتاین و دیگران، 2008).

اختلال اضطراب جدایی بوسیلۀ  اضطراب مفرد، در زمان جدایی از اشخاصی كه كودك به آنها دلبسته است مشخص شده است. معیارهای بعدی كه DSM IV-TR برای اختلال اضطراب جدایی مشخص می كند به ترتیب زیر است:

الف) اضطراب مفرط تكرار شونده زمانی كه جدایی از خانه یا اشخاص مهم دلبسته رخ می دهد یا مورد انتظار است.

ب) نگرانی مداوم و مفرط در مورد فقدان یا آسیب احتمالی به اشخاص مهم مورد دلبستگی.

ج) نگرانی مفرط در مورد حادثه ای كه منجر به جدایی از اشخاص مهم مورد دلبستگی شود.

د) امتناع مداوم و بیزاری از رفتند به مدرسه یا هرجایی دیگر به علت ترس از جدایی.

ه) ترس مداوم و افراطی از تنها خوابیدن بدون حضور شخص مهم دلبسته كودك یا خوابیدن دور از خانه.

و) ترش مداوم و افراطی و امتناع از تنها بودن در خانه بئن حضور بزرگسالان مهم و اشخاص دلبسته كودك.

ن) كابوس های تكرار شونده با موضوع جدایی.

    پژوهش های متعددی (برنشتاین، لین و اگان، 2005؛ كلین، 1991؛ فولی، رو و مایس، 2007) كودكان و نوجوانان دچار اختلال اضطراب جدایی چنانچه بموقع درمان نشوند تاثیرات منفی و آسیب زای معنی داری در زندگی شان بجا می ماند از جمله:

- غیبت های مكرر از مدرسه یا عدم توانایی در به پایان بردن مدرسه و نهایتاً ترك تحصیل.

- كاهش عزت نفس و اعتماد بنفس.

- سوء مصرق داروها و اعتیاد به الكل.

- مشكل در سازگاری با موقعیت های كاری.

- اختلال اضطراب در بزرگسالی.

با توجه به تاثیرات آسیب زای بسیار اختلالات اضطرابی، بویژه اختلال اضطراب جدایی، تلاش برای تهییه، ساخت و شناسایی ابزار های تشخیصی موجود جهت درمان بموقع ضروری می نماید.

سنجش اضطراب

1- مصاحبه تشخیصی

هدف از مصاحبه تشخیصی جمع آوری اطلاعات مفید و موثر برای شناسایی مشكلات فعلی فرد می­باشد. با توجه به مجموعه مشكلات و عوامل روانشناختی و رفتاری كه ممكن است در حفظ بیماری ها و مشكلات نقش داشته باشند، درك، تشخیص و درمان امكان پذیر می­گردد. پس از برقرای ارتباط قذم بعدی تمركز بر درك شكایت فعلی و جمع آوری اطلاعات مربوطه در زمینۀ تاریخچۀ مشكل می­باشد.

تفكر فعلی در ارزیابی كودك به اهمیت كسب اطلاعات از زندگی كودك تاكید دارد. تاریخچۀ پزشكی و روانی بایستی شامل جزئیاتی در مورد تولذ، رویدادهای مهم رشدی، دلبستگی سال های اولیه رشد و شروع مدرسه بوده و لازم است اطلاعات كاملی از مدرسه همچون پیشرفت تحصیلی، مشكلات مربوط به یادگیری، تعامل با همسالان، عملكرد كودك در امتحانات، گزارش حضور در كلاس ها و عادات منزل، اطلاعات كلی در مورد اضطراب و سایر مشكلات كسب شود. دیدگاه هنای فعلی والدین و نحوۀ كنترل اضطراب كودك برای تشخیص موضوع نیز اهمیت دارد (اشنایرینگ، هودسن و راپی، 2000، ص 478-453 ).

۲- مصاحبه های تشخیصی باساختار

مصاحبه های تشخیصی با ساختار یا نیمه ساختار نسبت به مصاحبه های بی ساختار دارند. مصاحبه های بی ساختار روایی كمتری داشته و فاقد عینیت می­باشند.مصاحبه های باساختار اطلاعات را كمی كرده و رسیدن به یك تشخیص روشن و مشخص را آسان می­كند. انواع مختلف مصاحبه های باساختار برای كودكان تهیه شده است. از جمله مصاحبه های باساختار می­توان به DISC-R و SADS و فهرست سوالات مصاحبه برای اختلالات اضطرابی، نسخه كودك، DSM-IV-C اشاره كرد (موریس، باچ، اولندیك و دیگران، 2002).

هم­اكنون مصاحبه های باساختار به طور وسیع در پژوهش و درمان بالینی كودكان و نوجوانان مورد استفاده قرار می­گیرند. محتوای این ابزار دربرگیرندۀ عناصر و اجزای مربوط به كودك و والدین بوده و برای فاصلۀ سنی 6-17 سال مناسب تشخیص داده شده است و اجرای آنها معمولاً 1 الی 2 ساعت طول می­كشد. اكثر مصاحبه های تشخیصی در دهۀ گذشته به موازات تغییر در سیستم های طبقه بندی تشخیصی برای بهتر شدن روایی مورد تجدید نظر قرار گرفتند. ابزارهای DISC-R و K-SADS-PL هركدام برای غربال كردن طیف وسیعی از اختلالات كودكی طراحی شده اند و دارای  مجموعۀ فرعی سوالات مختص غربال كردن اضطراب در كودكان هستند. این موضوعات اكثراً طبقه بندی فرعی اضطراب در كودكان و نوجوانان را نیز در بر می­گیرند. دراین میان برنامه مصاحبه اختلالات اضطرابی برای كودكان (ADIS-IV-C: Anxiety Disorder Interview Schedule for Children) عمدتاً برای ارزیابی اضطراب در كودكان و نوجوانان تاكیذ داشته و همچنین بطور اختصار اختلالات كودكی دیگر را نیز غربال می­كند (راپی، كارولین و اشنایرینگ، 2000). این فرم مصاحبه توسط سیلورمن و آلبانو ساخته و مورد بازبینی قرار گرفته است. پایایی این آزمون در مطالعۀ سیلورمن 93/. گزارش شده و روایی آن هم در مطالعاتی چند مطلوب گزارش شده است (كندال، پولیافیكو، بارمیش، چودهری، هنین و تریدول، 2007).

3- پرسشنامه های خودگزارشی

ابزارهای خودگزارشی برای ارزیابی اضطراب در كودكان و نوجوانان طراحی شده اند. این پرسشنامه ها خیلی سریع و آسان اجرا شده و اطلاعاتی راجع به ماهیت و شدت نشانگان مرتبط با اضطراب فراهم می­كنند. آنها مكمل مصاحبه های بالینی طراحی شده و بعنوان ابزار اصلی تشخیص مورد استفاده قرار نمی­گیرند. داده های هنجارشده هركدام از این ابزارها موجود بوده و برای ارزیابی شدت و نتایج درمانی مفید هستند. پژوهش نشان داده است كه این ابزارها ثبات و اعتبار مناسبی را از طریق بازآزمایی نشان داده اند (هودسن و راپی، 2001). به عبارت دیگر پرسشنامه ها تقریباً اطلاعات یكسان را در هر زمان كه اجرا شوند نشان می­دهند و به دقت نشانه های اضطراب را اندازه می­گیرند. این پرسشنامه ها به منظور ارزیابی جنبه های متفاوت اضطراب كودكان طراحی شده اند.

مداخلات اولیه وابسته به دسترسی به ابزار های مناسب و معتبر از نظر روانسنجی می­باشند. ابزارهای ارزیابی باثبات و معتبری كه به شناسایی و تشخیص اختلال كمك نماید اندك بوده و ضرورت پژوهش در زمینۀ تهیه و استاندارد كردن آنها بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. اكثر ابزارهای موجود با دو محدودیت عمده مواجه هستند.

اولاً در آنها نشانگان مرضی برای كودكان مانند بزرگسالان در نظر گرفته شده و تفاوت های رشدی را در نظر نمی­گیرند.ثانیاً فقط نشانگان مربوط به یكی از اختلالات اضطرابی همچون اختلال اضطراب فراگیر و ... را مطالعه كرده اند.

درحالی كه درمانگران برای درمان، اطلاعاتی را در مقوله های الگوههای ویژۀ اضطرابی نیاز دارند. اگرچه همپوشی قابل توجهی بین اختلالات اضطرابی كودكان وجود دارد (). نتایج مطالعات اسپنس (1997و 1998) با تایید مطلب فوق، نشانگان اضطرابی را در كودكان بصورت طبقه بندی DSM-IV معرفی كرد (اسپنس، 1994).

درمان اختلال اضطراب جدایی

برای درمان اولیه اختلال اضطراب جدایی، رویكرد درمان چندوجهی(ازجمله درمان شناختی- رفتاری، آموزش خانواده و مداخلات روانی- اجتماعی در خانواده) پیشنهاد شده است (سادوك و سادوك، 1382). در درمان شناختی رفتاری گستره ای از روش های الگو سازی، اجرای نقش، تمرین رفتاری، تقویت مثبت، مهارت های مقابله ای، آموزش آرمیدگی، حل مساله و بازسازی شناختی بكار گرفته می شود (اسپنس، داناوان و برچمن- توساینت، 2000). بیشتر بررسی های انجام شده در درمان كودكان مضطرب، روی كودكان 8 ساله و بالاتر انجام شده و كمتر به بررسی تاثیر آن در كودكان زیر 7 سال پرداخته شده است (میلر و فینی، 2003). در زمینه كاربرد درمان شناختی رفتاری در كودكان زیر 7 سال باید به چند نكته توجه داشت: نخست آنكه در این كودكان با توجه به سطح رشد شناختی كودك (پیاژه، 1951؛ راینیكه، داتیلیو، فریمن و لوپز، 2003) كمتر می توان بر عوامل شناختی تاكید نمود. دوم اینكه در ادبیات شناخت درمانی دوره كودكی كمتر به عوامل مربوط به باورهای بین فردی همچون اعتماد، امنیت، پبات خانواده و تاثر دلبستگی های اولیه بر طرحواره های بین فردی پرداخته شده است (همانجا). سوم اینكه با توجه به نقش كلیدی تقویت در درمان كودكان (كندال، 2000)، كارایی درمان نیازمند تعمیم سامانه پاداش از جلسه های درمانی به خارج از درمان و روابط والدین با كودك است. بنابراین به دلیل تفكر عینی در این كودكان، شناخت درمانی باید از حالت انتزاعی و كل نگر بسوی بهره گیری از مفاهیم عینی و روزمره پیش رود(رانن، 1992). چهارم اینكه این آموزش بسیاری از مهارت های اجتماعی برای كودكان كوچكتر متاسب نیست. میلر و فینی (2003) درمان شناختی رفتاری را با تغییراتی در یك كودك پنج ساله در چهار مرحله انجان دادند. مرحله اول آموزش كودك و والدین؛ مرحله دوم آموزش مهذات های اجتماعی مناسب برای كودك، مرحله سوم رویارویی و آموزش مدیریت والدین و مرحله چهارم پایان درمان. كوبهام، دادز و اسپنس (1998) آموزش مذیریت ولدین را به عنوان بخشی از درمان اضطراب كودكان و والدین مضطرب آنها بكار گرفتند.  اسپنس و همكاران بر این باورند كه آموزش والدین در زمینه الگوسازی، تشویق و افزایش مهارت های تازه آموخته شده به كودك می تواند تعمیم این مهارت ها را در دنیای واقعی توسط وی افزایش دهد. برنامه فرزندپروری مثبت یكی از روش های آموزش مدیریت والدین، مبتنی بر اصول شناختی رفتاری و یادگیری اجتماعی است و در پنج سطح اجرا می­شود (ساندرز، 1999). این برنامه كاربرد موفقی در زمینه مسایل رفتاری و هیجانی كودكان داشته است (ساندرز، 2004).

آموزش مادر برای مدیریت رفتارهای كودك، كنترل نشانه ها و جلوگیری از پاسخ نتنها باعث تغییر سبك دلبستگی مادر نمی­گردد، بلكه كشكش های درونی مادر را در زمینه برآوردن نیازهای دلبستگی در رابطه با كودك از یك سو و تلاش همیشگی وی برای تغییر رفتار در نهایت احساس نگرانی، اضطراب و خشم مادر را افزایش می­دهد. در نظریه دلبستگی، درمان اضطراب جدایی كودك نیاز به مداخله ای دارد كه بر تصحیح رابطه تاكید می­نماید.

نظریه دلبستگی عام ترین نظریه برای تبیین رفتار والد-كودك بشمار می­رود (اكانر و زینا، 2003). نظریه دلبستگی (بالبی، 1969) و روان درمانی والد-كودك (فرایبرگ، آدلسون و شاپیرو، 1975) هر دو در دهه 1970 رشد و گسترش یافتند (لیبرمن و زینا، 1999) و بر روان درمانی مادر- نوزاد، بوی‍ژه كاربرد مفهوم الگوهای فعال درونی خویشتن و دلبستگی در زمینه فعالیت های بالینی تاثیرگذار بوده اند (مین، 1991).

پ‍ژوهش ها نشان داده اند كع برای انجام یك مداخله موثر باید بر آموزش رفتار حساس (بریش، 2002)، آموزش همدلی و پاسخ دهی به نشانه های كودك (فرایبرگ، 1982)، نگرش و رفتار همدلانه با مادر از سوی درمانگر (پاول و لیبرمن، 1997)، توجه به چگونگی رابطه والد- درمانگر به عنوان عامل انگیزش در مادر و كمك به كودك برای برقراری اعتماد و احساس امنیت در رابطه با والد (فرایبرگ، 1980) تاكید نمود. همچنین باید با تكیه بر نقاط قوت مادر به عنوان فردی با كفایت و ارزشمند، به بازسازی كلامی الگوهای تعاملی كه بین مادر و درمانگر رخ داده است پرداخت و مادر را با شباهت این تعاملات با هم آشنا نمود (اریكسون، كورف ماچر و اگلاند، 1992؛ زینا و فاكس، 2004).

نقش عوامل ارثی

احتمالاً برای اضطراب جدایی كه توسط برخی از كودكان تجربه می شود زمینه ای ‍ژنتیك وجود دارد. مطالعات خانوادگی نشان دادند كه فرزندان والدین مبتلا به اختلال اضطراب بیشتر در معرض ابتلا به اضطراب جدایی در دوره كودكی بوده اند. هم چنین بین اضطراب  جدایی و افسردگی دوران كودكی هم سازگاری و هماهنگی وجود دارد. در ضمن به نظر عده ای از متخصصین اضطراب جدایی به نوعی معادل با اختلال افسردگی است (سارا فیگن، ایروین والدمن، فلورانس لوی و دیوید هی، 2001)

نقش یادگیری در اضطراب جدایی

اضطراب ترس آلود ممكن است از راه الگوسازی مستقیم از والدین به كودك منتقل شود. اگر یكی از والدین ترسو باشد احتمال بیشتری وجود دارد كه كودك دچار سازگاری ترس آلود به موقعیت های تازه، خصوصاً محیط مدرسه گردد. بنظر می­رسد بعضی از والدین با محافظت بیش از حد از كودكانشان از خطرات مورد انتطار برای آنها و یا مبالغه در معرفی خطرات، اضطراب را به آنها می­آموزند. مثلاً پدر با مادری كه به هنگام رعدو برق در داخل اتاق ار ترس خمیده و دولا می­شوند و به كودك خود می­آموزند كه كه همان كار را بكنند و پدر و مادری كه از موش یا حشرات می­ترسد احساس ترس را به كودك منتقل می­سازد. برعكس پدر و مادری كه هنگام اولین نگرانی ترس آلود كودك خود از حیوانات شدیداً بر او خشم می­گیرند ممكن است از راه خشم بسیار شدید موجب پیدایش ترس در او گردند.

چگونگی برخورد با اختلالات اضطرابی كودكان

اكثر كودكان هنگام جدایی یا دوری از مادر (مراقبت كنندۀ اصلی) احساس ناراحتی و اضطراب می­كنند. این ناراحتی و اضطراب در بین سنین 8 ماهگی تا 3 سالگی طبیعی است و اضطراب جدایی نامیده می­شود (كاپلان و سادوك، 1999) كه البته گذر از این مرحله با توجه به خلق و خوی كودك و مهارت های فرزند پروری والدین متفاوت می باشد. در این سنین بهتر است مراقبت كننده كودك خود مادر باشد و فرزند خود را بیش از حد تنها نگذارد، اما از آنجایی كه در خیلی از این موارداین امر  امكان پذیر نمی باشد، لذا بهتر است زمانی را كه در كنار كودك خود هستید وقتتان را به اندازه كافی به او اختصاص داده با او بازی كرده و نیازهای او را برآورده نمایید.

برخی از كودكان در سنین بالاتر نیز در هنگام جداشدن از والدین دچار اضطراب می­شوند می شوند كه این ترس و اضطراب دیگر تلقی نشده و با توجه به در نظر داشتن این نكته كه نباید كودك را به دلیل اضطرابش مورد تمسخر قرار داد می بایست جهت برطرف نمودن مشكل پیش آمده اقدام نمود.

این نوع اضطراب كه بین سنین 3 سالگی تا 18 سالگی اتفاق می­افتد در صورتی كه حداقل به مدت 4 هفته ادامه داشته باشد و حداقل 3 مورد از 8 مورد در ذیل رار دارا باشد تحت عنوان اختلال اضطراب جدایی شناخته می شود(DSM IV-TR):

1- ناراحتی شدید و مداوم در زمانی كه جدایی از خانه یا مظاهر اصلی دلبستگی (مراقبت كننده اصلی) رخ دهد یا احتمال آن وجود دارد.

2- نگرانی شدید و مداوم در مورد از دست دادن یا آسیب دیدگی احتمالی مظاهر اصلی دلبستگی (مراقبت كننده اصلی).

3- نگرانی شدید و مداوم در مورد اینكه یك رویداد ناگوار باعث جدایی از مظاهر اصلی دلبستگی(مراقبت كننده اصلی) خواهد شد (مانند دزدیده شدن یا گم شدن).

4- اكراه یا خودداری مداوم از رفتن به مدرسه (مهد كودك) یا جاهای دیگر به دلیل ترس از جدایی.

5- ترش شدید و مداوم یا اكراه از تنها ماندن در خانه یا اماكن دیگر بدون حضور مظاهر اصلی دلبستگی(مراقبت كننده اصلی) یا افراد بزرگتر.

6- اكراه با خودداری مداوم از خوابیدن بدون حضور یمی از مظاهر دلبستگی و یا خوابیدن در مكانی غیر از خانه خود.

7- كابوس های مكرر دربارۀ موضوع جدایی.

9- شكایت های مكرر از نشانه های بدنی (مانند: سردرد، شكم درد، تهوع یا استفراغ) هنگامی كه جدایی از مظاهر اصلی دلبستگی رخ داده است یا احتمال ان وجود دارد.

در زیر نمونه های از اختلال اضطراب بصورت عینی آورده می شود و همراه با آن راهكارهای مفیدی برای برخورد با آن ارائه خواهد شد.

راهبردهای عملی

 

كودكم به تنهایی در اتاق نمی خوابد و كابوس می بیند

در این اختلال (اختلال اضطراب جدایی)، كودك مشكلات فراوانی را در خوابیدن نشان می­دهد. از جمله اینكه انتظار دارد در رختخواب والدین خود بخوابد و چنانچه در اتاق بسته باشد و به او اجازه ورود داده نشود، پشت در می­خوابد. دیدن كابوس و ترس های بیمارگونه از دیگر علائم مربوط به این اختلال می باشد به این ترتیب كه در زمان خواب دچار كابوس شده، از خواب می­پرد و گریه می­كند.

اضطراب های كودك در این اختلال بیشتر از این ناشی می­شود كه او ترس شدیدی نسبت به مرگ، گم شدن، ترك كردن او و از دست دادن مادر خود دارد و خواب هایی می بیند كه ممكن است مربوط به یك غول، گرگ، دزد و ... باشد كه سراغ او آمده و می­خواهند به نوعی او و مادرش را از یكدیگر جدا كنند. در اینجا نكاتی وجود دارد كه والدین لازم آنها را مد نظر قرار دهند. هیچگاه كودك را به رختخوابتان نیاورده و او را در رختخواب خودش بخوانید. اگر كودك خیلی بی­تابی می­كرد مشروط بر اینكه بعد از خوابیدن به اتاقتان بازخواهید گشت می­توانید در كنار او بمانید.

در زمان خواب داستان های خوشایند برایش تعریف كنید و از گفتن داستان هایی كه در آنها گرگ، غول و موجودات ترسناك هستند بشدت بپرهیزید. اگر نیمه های شب كودك از خواب بیدار شد و شروع به گریه كرد، به سراغ او رفته و قبل از اینكه چراغ را روشن كنید، او را در آغوش گرفته و آرام كنید. بعد از اینكه كودكتان آرام شد می­توانید چراغ را روشن نمایید، این موضوع بسیار اهمیت دارد. چرا كه كودك در تاریكی آرامش را تجربه می­كند و مرور ترس او از تاریكی از بین می­رود.

بر فیلم ها و كارتون هایی كه تماشا می­كند نظارت داشته باشید. فیلم های ترسناك و كارتون های خشونت بار تاثیر ناخوشایندی بر كودكان می­گذارد.

كودكم به من خیلی وابسته است

كودكان مضطرب غالباً برای اینكه توجه والدین را به خود جلب كنند زیاد سوال می­كنند، برای كارهای خود هرچند هم كه كوچك باشد به آنها مراجعه می­كنند و بسیار وابسته هستند لذا لازم است كه مادران برای تقویت استقلال كودك خود كوشا باشند. البته این بدان معنا نیست كه توجه و محبت خود را از كودك دریغ نمایند و از كودك توقع داشته باشند كه تمامی مسائل مربوط به خود را مستقل از كمك والدین انجام دهد. برای این منظور مادران می­توانند تكالیف كوچكی را برای فرزند خود در نظر گرفته و آن را به او محول كنند.

می توانید به او آموزش دهیه كه چگونه كیف مهد كودك یا مدریه خود را آماده كند و. درنهایت از او بخواهید كه به تنهایی این كا ار انجام دهد. در اینجا تقویت رفتار مطلوب كودك از طریق پاداش دادن، بسیار موثر خواهد بود. موارد دیگری از جمله پوشیدن جوراب ها و كفش ها، انجام دادن تكالیف به تنهایی و ... نیز مفید خواهد بود.

زمانی كه می­خواهم كودك خود را به مهد كودك یا مدرسه ببرم بی­تابی می­كند.

كودكانی كه دچار اختلال جدایی هستند بیشترین مشكل را زمانی نشان می­دهند كه می­خواهیم آنها را راهی مدرسه یا مهد كودك كنیم و یا به یك مراقبت كنندۀ دیگر بسپاریم. برخی از والدین زمانی كه گریه و النماس كودك خود را می­بینند و یا زمانی كه با حالات فیزیكی ناخوشایند او ازقبیل تهوع و استفراغ و شكم درد و سردرد مواجه می­شوند از روی محبت و دلسوزی كودك را به منزل بازمی­گردانند و یا در كنار او می­مانند، در حالی­كه  این اعمال نه­تنها  به نفع كودك نیست، بلكه شرایط را بدتر نیز می­گرداند و كودك را وابسته­تر می­كند. برای جلوگیری از این مشكلات لازم است به برخی نكات توجه داشته باشید.

1- از روزهایی كه به مدرسه می­رفتید و خاطرات خوشایندتان برای فرزند خود تعریف كنید.

2- به یك باره كودك خود را ترك نكنید، مراسم خداحافظی را طولانی نكرده، هنگام ترك كودك را ببوسید، او را نوازش كرده و با خوشرویی از او خداحافظی كنید. توجه داشته باشید كه ممكن است كودكتان خیلی بی­قراری نماید، اما در این مورد اصلاً نگران نباشید، چرا كه بعد از مدتی آرام خواهد شد.

3- هدیه­ای برای كودكتان در نظر بگیرید و به او یادآور شوید كه هنگامی كه برگشتید تا او او را به منزل ببرید هدیه را برایش می­برید. به این ترتیب كودك مطمئن می­شود كه شما بازخواهید گشت. البته این هدیه لازم نیست گرانقیمت باشد، این هدیه می­تواند یك كتاب، بستنی یا حتی رفتن به پارك باشد. چیزی كه در اینجا اهمیت دارد فراموش نكردن قولی است كه به او داده اید.

4- زمان بازگشت خود را با توجه به سطح ادراك كودك به او یادآور شوید، چراكه كودكان درك درستی از زمان ندارند. برای مثال می­توانید به او بگویید بعد از اینكه ناهار خورد شما  بازخواهید گشت.

5- اگر قرار است كه شما برای آوردن فرزندتان از مدرسه به منزل به دنبال او بروید حتماً خودتان این كار را انجان داده و اگر شرایط فراهم نبود و قرار شد كه شخص دیگری این كار را انجام دهد حتماً به كودكتان اطلاع دهید.

6- روابط خارج از مهد كودك یا مدرسه را با والدین دوستان تذتیب دهید و اجازه دهید كه كودكتان با دوستانش در منزل بازی كند. به این ترتیب برای دیدن دوستانش در مهد كودم یا مدرسه تمایل بیشتری نشان خواهد داد.

در پایان توجه داشته باشید در صورتیكه با استفاده از راهكارهای ارائه شده نتوانستید بر اضطراب كودك خود فایق آیید حتماً لازم است كه به یك متخصص مراجعه نمایید.

 

فهرست منابع:

 ۱  - ذولفقاری مطلق، م. جزایری، ع. خوشابی، ك. مظاهری، م. كریملو، م. (1387)، اثر بخشی درمان مبتنی بر دلبستگی بر كاهش علائم اختلال اضطراب جدایی، مجله روانپزشكی و روانشناسی بالینی ایران. سال چهاردهم. شماره 62. زمستان 1387.

 ۲  - ذولفقاری مطلق، م. جزایری، ع. خوشابی، ك. مظاهری، م. كریملو، م. (1386)، مقایسه سبك دلبستگی، وی‍ژگی های شخصیتی و خصیصیه اضطراب در مادران كودكان دارای اختلال اضطراب جدایی و سالم. فصلنامه خانواده پژوهی. سال سوم. شماره 11. پاییز 1386.

  ۳  - موسوی، ر. مرادی، ع. مهدوی هرسینی، ا. (1386)، بررسی اثربخشی خانواده درمانی ساختاری در بهبود اختلال اضطراب جدایی. مجله مطالعات روانشناختی. دوره 3. شماره 2. تابستان 1386.

  ۴  - موسوی، ر. موسوی، س. محمود قرایی، ج و اكبری زردخانه، س. (1387). مجله علمی پژوهشی علوم پزشكی ارتش جمهوری اسلامی ایران. سال ششم. شماره 2. صفحات 147 تا 154. تابستان 1387

  ۵  - هوو، پیتر.(1375)، مبانی روانپزشكی كودك. ترجمه نصرت ا... پورافكاری. تبریز. انتشارات دانشگاه علوم پزشكی تبریز.

6- Attachment and Human Development, 5, 279-282. Lyman, R. D., & Hembree-       kigin, T. L. (1994). Mental health interventions with preschool children. New York: Plenum Press

7- American Psychiatric Association (1994). Diagnostic and statistical manual of mental disorders (4th. ed.).

8- Bennet, A. Stirling, J. (1998). Vulnerability factors in the anxiety disorders. British Journal of Med Psychology, 3, 311– 321.

9- Mayseless, O., & Scher, A. (2000). Mothers’ attachment concerns regarding spouse and infant’s temperament as modulators of maternal separation anxiety. Journal of Child Psychology and Psychiatry and Allied Disciplines, 41, 917–925.

10- McBride, S., & Belsky, J. (1988). Characteristics, determinants, and consequences of maternal separation anxiety. Developmental Psychology, 24, 407–414.

11- Rapee, R.M., (1998). "Potential Role of Childrearing Practice in the Development of Anxiety and Depression". Clinical Psychology Review. 17:47-67.

12- Rapee, R.M., et al., (2000). "Issues in the Diagnosis and Assessment of Anxiety Disorders in Children and Adolescents". Clinical Psychology Reviews.20-4:453- 478.

13- Sanders, M. R. (2004). Every parent: A positive approachto children’s behavior. Melbourne: Penguin Austalia.

14- Spence, S.H., et al., (2003). "Apparent Report Maser of Children's Anxiety: Psychometric Properties and Comparison with Child Report in a Clinic and Normal Sample. Behavior Research and Therapy.

آزاده
سه شنبه 3 تیر 1393 12:11 ب.ظ
ولی ازشون عکس گرفتم
هه هه هه ...
آزاده
سه شنبه 3 تیر 1393 12:03 ب.ظ
سلام راست میگه خیلی بد جنسی من این مطلبو واسه پایان نامه لازم داشتم
saba
سه شنبه 19 مهر 1390 03:38 ب.ظ
سلام بابت مطالب ممنون ولی برا چی کاری کردین که نشه کپی کرد.خیلی بدجنسی.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : فزشاد لواف پور

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان