تبلیغات
مشاوره خانواده و ازدواج - خیانت
مشاوره خانواده و ازدواج
آموزش خانواده و زوج ها در زمینه مسائل و مشکلات زناشویی و فرزندپروری

آرشیو

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

خیانت

 

خیانت: نظریه و درمان

مقدمه

      خیانت مساله­ای تكان دهنده برای زوج ­ها و خانواده­ها و پدیده­ای رایج برای درمانگران ازدواج و خانواده است (آتكینز، باكوم و جاكوبسن، 2001). هرچند ارتباط با شخصی غیر از شریك خود ممكن است بصورت جسمانی یا عاطفی باشد، اما نتیجۀ نهایی این است كه زمان صرف شده بین یكی از زوجین با فردی خارج از رابطۀ زناشویی برای زوجها مساله­ای جدی خواهد بود (گلس، 2002). زمانی كه وقت، انرژی و منابع برای حفظ رابطۀ دیگر سپری شود، رابطۀ اولیه در میزان صمیمیت و انرژی ضعیف خواهد شد (مولتراپ، 1990).

      ارتباط با افراد دیگر، عموما بخش عمدهای از زندگی افراد را تشکیل می‌دهد. بزرگسالان نوعا در اقدام به تک‌همسری گزینی، در زمان جوانی بدنبال ایجاد یک رابطه صمیمانه انحصاری هستند (سیدمن و رایدر، 1994). تقریبا تمامی افراد متاهل یا کسانی که با شریک جنسی خود زندگی می‌کنند، انتظار دارند شریک آنها از نظر جنسی و احساسی به آنها وفادار باشد (جایامالا ماداثیل، دایا سینگ سندهو، 2008)، ولیکن میزان شیوع خیانت نیز بسیار قابل توجه است (لاوسون و سامسون، 1988; مایرینگ و اپلینگ- مک ورتر، 1986; پسترک، مارتین، و مارتین، 1985; اسپانیر و مارگولیس، 1983; تریاس و گیسن، 2000; ویدرمن، 1997).خیانت جنسی برای افراد در تمام سنین، یکی از عمده‌ترین دلایل شکستن قواعد ازدواج و تعهد است (شپارد، نلسون، و آندرولی- ماتیس، 1995) و ...

خیانت: نظریه و درمان

مقدمه

      خیانت مساله­ای تكان دهنده برای زوج ­ها و خانواده­ها و پدیده­ای رایج برای درمانگران ازدواج و خانواده است (آتكینز، باكوم و جاكوبسن، 2001). هرچند ارتباط با شخصی غیر از شریك خود ممكن است بصورت جسمانی یا عاطفی باشد، اما نتیجۀ نهایی این است كه زمان صرف شده بین یكی از زوجین با فردی خارج از رابطۀ زناشویی برای زوجها مساله­ای جدی خواهد بود (گلس، 2002). زمانی كه وقت، انرژی و منابع برای حفظ رابطۀ دیگر سپری شود، رابطۀ اولیه در میزان صمیمیت و انرژی ضعیف خواهد شد (مولتراپ، 1990).

      ارتباط با افراد دیگر، عموما بخش عمدهای از زندگی افراد را تشکیل می‌دهد. بزرگسالان نوعا در اقدام به تک‌همسری گزینی، در زمان جوانی بدنبال ایجاد یک رابطه صمیمانه انحصاری هستند (سیدمن و رایدر، 1994). تقریبا تمامی افراد متاهل یا کسانی که با شریک جنسی خود زندگی می‌کنند، انتظار دارند شریک آنها از نظر جنسی و احساسی به آنها وفادار باشد (جایامالا ماداثیل، دایا سینگ سندهو، 2008)، ولیکن میزان شیوع خیانت نیز بسیار قابل توجه است (لاوسون و سامسون، 1988; مایرینگ و اپلینگ- مک ورتر، 1986; پسترک، مارتین، و مارتین، 1985; اسپانیر و مارگولیس، 1983; تریاس و گیسن، 2000; ویدرمن، 1997).خیانت جنسی برای افراد در تمام سنین، یکی از عمده‌ترین دلایل شکستن قواعد ازدواج و تعهد است (شپارد، نلسون، و آندرولی- ماتیس، 1995) و به شدت بر عملکرد و ثبات رابطه اثر میگذارد (دریگوتاس، سفستروم، و جنتیلیا، 1999; ویزمن، دیکسون، و جانسون، 1997)، قواعد رابطه را برهم می‌زند، خلاف انتظارات طرف مقابل بوده؛ همچنین اعتمادی را که رابطه براساس آن شکل گرفته مخدوش می‌نماید (فلدمن و کافمن، 1999; هولمز و رمپل، 1989; پرویتی و آماتو، 2004). این خیانت‌ها ممکن است بعنوان یک عامل تسهیل‌کننده عمل کرده و نارضایتی‌های بنیادی در ازدواج را ظاهر سازد که این مشکلات درنهایت ممکن است منجر به طلاق گردد (کاپلان و سادوک، 2007).

     هرچند وقوع روابط فرازناشویی از مطالعه­ای به مطالعۀ دیگر متغیر است، اما یك جنبه از این روابط پایدار می­ماند: تاثیری كه بوسیلۀ خیانت بوجود می­آید می­تواند بطور چشمگیری روابط را ویران سازد. گذشته از تاثیر روانی خیانت بر روی هردو زوج (مانند احساس گناه، بی­وفایی، از بین رفتن اعتماد، از دست دادن هویت و خشم)، اثرات روانی دیگری از قبیل استرس، تحلیل رفتن و بی­قراری مزمن خواهد گذارد (اسپرینگ، 1966). درنتیجه برای درمانگران ازدواج و خانواده اهمیت دارد كه فرایندی را كه در خانواده و ازدواج­ها حداقل یكی از اعضا درگیر خیانت می­شود را درك كنند.

    عوامل مختلفی به خیانت ارتباط دارند. ابن عوامل عبارتند از جنسیت، سطح مذهبی بودن، ارزیابی رضایت از رابطه و سهل­گیری در روابط فرازناشویی (آتكینز، باكوم و جاكوبسن، 2001؛ باس و شاكلفرد، 1997؛ الیور و هاید، 1993؛ تریز و گاسن، 2000). با این حال اثر این عوامل بر روی خیانت نشان داده شده است كه از مطالع­ای به مطالعۀ دیگر متفاوت است. تحقیقات اخیر كشف كرده است كه مدیریت اضطراب ممكن است همچنین عاملی در احتمال درگیر شدن در خیانت شود یا خیر(مولتراب، 1990).

    تعریف خیانت:  تعریف خیانت حداقل 20 سال موضوع بحث در ادبیات محققان بوده است. علی رغم تعریف خاصی كه از سوی بعضی محققان (یعنی تامپسون، 1984) مبنی بر "درگیری آلت تناسلی" (ص 36) بعنوان یك مؤلفه ارائه شده­استف هنوز عناصر مبهمی از آن وجود دارد (ویكس و دیگران، 2003). هرجند سكس تناسلی یقیناً از سوی بسیاری خیانت محسوب شده است، تكیه صرف به این مشخصه از شمول رفتارهای دیگر از قبیل بوسیدن، نوازش، یا رابطۀ عاطفی كه در انحصار شریك اولیه است ممانعت می­كند. این معیارهای خاص برای زوج­ها و درمانگران محدود كننده است (ویكس و دیگران، 2003). نتیجۀ این چالش­ها، اذعان محققان، درمانگران و زوج­ها به تعریف گسترش یافته­ای از خیانت است. یعنی تعریفی كه از عواطف و رفتارها (پیتمن، 1989؛ اسپرینگ، 1996) و نیز راز بودن بعنوان یك مؤلفه (لوسترمن، 1998) تشكیل یافته باشد. در این بین تعریف ویكس از خیانت بخاطر در بر گرفتن انواعی از موقعیت­های دوتایی، ارتباط­های سازمانی را بر می­گزینیم. اما ابتدا تعاریفی را كه بنظر محدود كننده می­باشند را بررسی می­كنیم:

1- تعریف تامسون (1984): " ارتباط جنسی تناسلی خارج از ازدواج، بدون آگاهی یا رضایت همسر".

2- تعریف كاپلان و سادوك (2007): خیانت تحت عنوان زنای محصنه بعنوان " ارتباط جنسی با شخص سوم خارج از روابط زناشویی".

3- تعریف ویكس (2003): " تخطی از پیمان مفروض یا بین شدۀ بین زوجین در مورد انحصاریت عاطفی و جنسی".

حال اگر تعریف­ها و جنبه­های مهم خیانت از سوی پیتمن (1989) ، اسپرینگ (1996) و ویكس (2003) را از نظر بگذرانیم می­توان خیانت را چنین تعریف كرد:

«تخطی ار پیمان مفروض یا بیان شدۀ بین زوجین در مورد انحصاریت عاطفی و جنسی كه بصورت یك راز، بدون آگاهی و رضایت طرف مقابل صورت می­گیرد».

این تعریف دارای ویژگی­هایی است:

1- شامل شدن مسائل مرتبط با خیانت عاطفی یا هیجانی

2- محدود نشدن به روابط دگرخواهانه

3- احترام گذاشتن به تعریف زوجین از خیانت

4- عدم آگاهی، رضایت و ترس از افشا شدن ویژگی و معیار مهم برای خیانت محسوب می­شود.

گونه شناسی خیانت: گذشته از تنوع در تعاریفی كه از جنبۀ تعریف خیانت منتشر شده است، تنوع وسیعی در تایپولوژی درمان آن نیز وجود دارد. ویكس و دیگران (2003)، در بازبینی اخیر چنین انواعی، 8 گونه شناسی متفاوت و جدا مبتنی بر مدل­های خیانت را فهرست كرده­اند. هرچند این گونه­شناسی­ها وسیع هستند اما به چند دلیل دارای مسأله هستند: 1- گرایش به وجود تفاوت وسیع بین آنها وجود دارد. 2- در ایزوله كردن طرف مقابل ایجاد شده اند. 3- عمدتاً بر اساس عقیده و مشاهدات بالینی مبتنی هستند تا پژوهش. نتیجه اینكه بهره­گیری از چنین گونه­شناسی­هایی بطور معناداری محدود به محیط­های بالینی هستند. تنها گونه­شناسی كه از لحاظ تجربی دارای اعتبار است، گونه­شناسی ارائه شده توسط دریگوتاس و دیگران (1999) است: عاطفی (صرف انرژی، زمان و صمیمیتی كه در انحصار شریك نخست بوده است)، جسمانی (رابطۀ جنس با فردی خارج از رابطۀ اصلی)، و تركیبی از آندو. در ضمن گونه­ای دیگر از روابط فرازناشویی بنام خیانت یا سكس اینترنتی وجود دارد(هرتلین، 2003)  كه می­تواند گونه­شناسی فوق را نیز در خود جای دهد. طبقه­بندب هامفری (1987) برای ملاك قرار دادن نوع رفتارها به عنوان طرح كلی توصیف خیانت در مقابل با رفتارهای عادتی نیز در خور توجه است كه لوسترمن با اضافه كردن یك معیار دیگر و قلمداد كردن خیانت بعنوان درگیری فرازناشویی بجای رابطۀ جنسی فرازناشویی آنرا گسترش داد:

مقایسۀ روابط كوتاه مدت با رابطۀ نامشروع بر اساس طبقه بندی هامفری

طبقه بندی هامفری

عادت

رابطه

زمان

كوتاه

گسترده

میزان وابستگی عاطفی

 

هیچ جنبۀ عاطفی ندارد

 

عموماً شدید حتی گاهی بنظر می­رسد شهوانی باشد.

ارتباط جنسی/ خودداری

 

همیشه جنبۀ جنسی دارد

 

می­تواند هردو مورد را در بر داشته باشد.

مخفیانه/ آشكار

مخفیانه

مخفیانه

یكطرفه با دوطرفه

 

می­تواند دوطرفه باشد ولی اغلب یكطرفه است.

می­تواند یكطرفه یا دوطرفه باشد

 

همجنس/ غیرهمجنس

 

عموماً غیر همجنس

 

می­تواند به هردو شكل باشد اما اغلب غیر همجنس است.

تعداد شركای جنسی

به تعداد زیاد

یكنفر، گرچه در طول زمان می­تواند ارتباط مداوم باشد.

 
برگرفته از كتاب «زوج درمانی، مایكل هاروی، 2006».

رفتارهای عادتی به رفتارهای فرازناشویی، نتیجۀ بی­نظمی شخصیتی عمیق است و به شكل زنا نمود پیدا می­كند و اغلب یك رفتار برنامه­ریزی شده می­باشد. این عمل نوعی وسواس است. یافتن، همبستری و سپس فراموشی بیشترین لذت ممكن را در پی دارد. از نظر یك زناكار، زن یك شیء محسوب می­شود و این درحالی است كه همسرش، او را فردی ایده­آل، جالب، خوب و خانواده­داری بی­نظیر تصور می­كند.

    فراوانی و آمارهای مربوط به خیانت: خیانت زناشویی، دارای تاریخچه طولانی در حیات انسان است (هاروی، 1995) و مطالعات بسیاری دلایل و شیوع روابط جنسی "خارج از رابطه زناشویی" را بررسی کرده‌‌اند (بنکز، 2001). آمارهای موجود در رابطه با شیوع خیانت در روابط زناشویی، متفاوت است. درصد این روابط در ایالات متحده بین 26 تا 70% برای زنان و 33 تا 75% برای مردان متغیر بوده است (داپری، وایت، اولسن، و لافلور، 2007; پلات، نالبون، کاسانووا، و وچلر، 2008). اگرچه این نوع روابط جنسی عمدتا به طور پنهانی انجام می‌شوند، بررسی‌های تجربی دیگری نرخ آن را در طول دوران زندگی زناشویی بین 30 تا 60% برای مردان و بین 20 تا 50% برای زنان تخمین زده‌اند (گلاس و رایت، 1992; کینسی، پومروی، و مارتین، 1948; کینسی؛ پومروی، مارتین، و گبهارد، 1953; هانت، 1974; آثاناسیو، شاور، و تاوریس، 1970; لوین، 1975; پترسن، 1983). این آمار و ارقام با تحقیقات پیشین کینزی در اواخر دهه 1940 همخوانی داشته و تفاوت چشمگیری نشان نمی‌دهد (لامن و همکاران، 1994،  ویدرمن، 1997; الگییر و الگییر، 1995).

بر اساس مطالعات كینزی تقریباً 50 % مردان و 26 % زنان در مقطعی از ازدواجشان رابطۀ نامشروع داشته­اند (كینزی، پمروی و مارتین، 1948؛ كینزی، پمروی و گبهارد، 1953 ). گلس و رایت (1992) به این نتیجه رسیدند كه 41 % مردان و 25 % زنان حداقل یك رابطه نامشروع را تجربه كرده­اند، اما او حدس می­زند كمتر از 10 % افراد متأهل خیانت می­كنند. تحقیق دیگری توسط اسمیت (2002) انجام گرفته كه مؤید یافته­های قبل می­باشد. با توجه به اینكه آن آمارها بخشی از یك مطالعه آماری طبیعی است كه بیش از 1200 نفر به آن پاسخ داده و مرتباً تكرار شده­اند، بنظر می­رسد كه یافته­های آن كاملاً مستند باشد.

          عوامل: تحقیقات انجام شده در رابطه با خیانت حاکی از آن است که دلایل متعددی را می‌توان برای اقدام افراد به چنین کاری برشمرد، ازجمله نارضایتی در رابطه فعلی، تمایل و اشتیاق برای تنوع یا هیجان جنسی، انتقام، خشم یا حسادت، احساس عدم امنیت یا نامطمئن بودن درمورد رابطه، همنشینی و صمیمیت، بلوغ نایافتگی و کمبود تعهد، علاقه مفرط برای برقراری رابطه عاشقانه با فرد خارج از رابطه زناشویی، نارضایتی جنسی، افزایش عزت نفس، ناتوانی در کنترل وسوسه‌ها، در دسترس نبودن همسر، مصرف دارو یا الکل (بانک، 1980; دریگوتاس و همکاران، 1999; فلدمن و کافمن، 1999; فلدمن و همکاران، 2000; گلاس و رایت، 1988; روسکو و همکاران، 1988). علاوه بر دلایل مذکور، ادبیات موجود دررابطه با انگیزه‌های ارتکاب به خیانت متغیرهای دیگری را نیز منجمله سن، تحصیلات، وجود فرصت‌ها، طول مدت رابطه، تاریخچه طلاق، مذهبی بودن، رضایت از رابطه و عوامل و ویژگی های شخصیتی را در این زمینه موثر دانسته‌اند (آتکینز و همکاران، 2001; گریلی، 1994).

خیانت و شخصیت: نقش عمده‌ای را در بسیاری از زمینه‌های زندگی ایفا می‌کند (لارسن و باس، 2002) درمانگران و نیز عموم مردم، عوامل شخصیتی را یکی از عوامل سببی اهتمام افراد به خیانت می‌دانند (باس و شکلفرد، 1997). امرورزه مدل پنج عاملی در ارزیابی شخصیت یکی از رویکردهای مسلط را در حیطه شخصیت به خود اختصاص داده است. مدل پنج عاملی مک گری و کوستا شامل پنج بعد اصلی شخصیتی است. این عوامل عبارتند از: برونگرایی، توافق­پذیری، وظیفه‌شناسی، نوروزگرایی و تجربه پذیری (وید و والش، 2008). نوروزگرایی عموما نداشتن سازگاری روانی، بی‌ثباتی احساسی و کنترل پایین خلق تلقی می‌شود (جاج و همکاران، 1999؛ پیبادی و گلدبرگ، 1989). برونگرایی تجربه احساسات مثبت است و عمدتا شامل خصوصیات اجتماعی، مسلط و فعال بودن می‌باشد (بوت‌وین و همکاران، 1997؛ پیبادی و گلدبرگ، 1989؛ جاج و همکاران، 1999). تجربه پذیری را هوشمندی، خلاقیت، ارزش‌های فرهنگی، کنجکاوی، توانایی ادراک و بصیرت تعریف کرده‌اند (جاج و همکاران، 1999؛ پیبادی و گلدبرگ، 1989). توافق‌پذیری، شامل صفات همکاری، سخاوتمندی، اعتماد و گرمایش فردی می‌باشد (بوت‌وین و همکاران، 1997؛ جاج و همکاران، 1999؛ پیبادی و گلدبرگ، 1989). وظیفه‌ شناسی به صفات سازماندهی، سخت‌کوش و ساعی بودن اطلاق می‌شود (بوت‌وین و همکاران، 1997؛ جاج و همکاران، 1999؛ پیبادی و گلدبرگ، 1989). کوزک (1996) عنوان نمود که افرادی که در این مقیاس‌ها با همسر خود همبستگی دارند، رضایت زناشویی بیشتری را تجربه می‌کنند. بعلاوه، نداشتن شباهت در مقیاس‌های پنج گانه، با خیانت و یا نارضایتی زناشویی مرتبط است (اورزک و لانگ، 2005). تحقیقات تجربی بسیاری نشان داده‌اند که نه تنها این مدل ارزیابی صحیحی را از شخصیت به دست می‌دهند؛ بلکه همچنین ابعاد آن در طول عمر افراد نسبتا پایدار هستند (سولدز و وایلانت، 1999) و تاحدودی نیز ارثی‌اند (لوهلین، مک‌کرا، کوستا و جان، 1998).

تبیین: باس و شکلفرد (1997) ارتباط نیرومند و مستقیمی را بین شخصیت و احتمال ارتکاب به خیانت یافتند. آن عامل وظیفه شناسی را باثبات‌ترین عامل پیش‌بینی کننده خیانت معرفی کرده‌اند. افرادی که در مقیاس وظیفه‌شناسی نمره کمتری را به دست می‌آوردند، به احتمال بیشتری مرتکب خیانت می‌شدند (اشمیت، 2004)؛ این یافته حاکی از آن است که این افراد تمایل دارند کمتر سازماندهی شده و قابل اعتماد باشند (کاسکا و مک کرا، 1992؛ هوگان و وانز، 1997). باس و شکلفرد (1997) نیز گزارش کردند که افراد دارای نمره پایین‌تر در مقیاس وظیفه‌شناسی، بیشتر خیانت می‌کنند.

فردی که وظیفه‌شناس و وجدان‌گراست، احتمال بیشتری وجود دارد که علیرغم تعارضات در رابطه بماند و در برابر وسوسه‌های محیط مقاومت کند؛ درنتیجه این افراد به احتمال کمتری خیانت می‌کنند (بارتا و کین، 2005).

هندریک و هندریک (1987) به این نتیجه رسیدند که عدم بازداری و تجربه پذیری در مقابل تجربیات متفاوت، با خیانت در روابط ارتباط دارند. البته تحقیقات دیگری نیز نتایجی عکس این مطلب را مطرح نمودند، برای نمونه، شاور و برنان (1992) طی بررسی‌های خود دریافتند که گشودگی کمتر، منجر به رضایت کمتر و درنتیجه تعهد کمتر در روابط صمیمانه می‌شود.

کسانی که در مقیاس برونگرایی نمره بالاتری کسب کردند، بیشتر مرتکب خیانت می‌شدند؛ این یافته حاکی از آن است که آنها اجتماعی‌تر و فعال‌تر هستند و از طریق خیانت، تحریک و تهیج بیشتری می‌یابند که از کسل شدن و افسردگی جلوگیری می‌کند (هندریک و هندریک، 1987). برونگرایی همچنین نیازمند سرمایهشگذاری کمتری در رابطه است. از آنجا که افراد برونگرا بدنبال تحریک و هیجان هستند، کمتر متعهد میششوند که در نهایت منجر به خیانت می‌شود (دریگوتاس و همکاران، 1999؛ راس بالت، 1983).

توافق پذیری، با تمایل به خشنودسازی دیگران و وابستگی ارتباط دارد (جاج و همکاران، 1999؛ پیبادی و گلدبرگ، 1989). اورزک و لانگ (2005) دریافتند که خیانت کاران توافق‌پذیری بسیار بالاتری نسبت به کسانی که خیانت نمی‌کنند دارند. شاید بتوان برای توضیح این مطلب از مدل سرمایه‌گذاری راس بالت (1983) استفاده کرد؛ اگر خیانت‌کاران خود را توافق‌ پذیرتر تلقی می‌کنند، خیانت را می‌توان اینگونه توجیه کرد که فرد خود را فداکارتر و ایثارگرتر از دیگری می‌داند و احساس می‌کند از وی سوء استفاده شده است، و از طریق خیانت بدنبال تلافی است. بوتوین و همکارانش (1997) نیز به این نتیجه رسیدند همسرانی که توافق‌پذیرتر هستند، رضایت زناشویی بیشتری دارند و به احتمال کمتری خیانت می‌کنند.

به نظر می‌رسد که عامل توافق‌پذیری بر رضایت از رابطه تاثیرگذار است. فردی که در مقیاس توافق‌پذیری نمره کمی می‌گیرد، احتمالا در برابر تعارض‌هایی که در رابطه بوجود می‌آید، با خشم واکنش نشان می‌دهد. مشاهدات نشان می‌دهد که خشم بعنوان انگیزه‌ای برای خیانت عمل می‌کند (گلاس و رایت، 1988). 

افراد نوروتیک و کسانی که سبک دلبستگی اجتناب دارند (کسانی که از دیگران فاصله می‌گیرند)، دارای ثبات احساسی کمتری هستند، توافقپذیری پایین‌تری دارند و در عامل تجربه پذیری نیز نمره کمتری کسب می‌کنند؛ به احتمال بیشتری به روابط کوتاه‌ مدت‌تر می‌پردازند و میزان رضایت و تعهد آنها عموما پایین‌تر است (شاور و برنان، 1992) که درنهایت منجر به خیانت می‌شود (فلدمن و کافمن، 1999).  افراد نوروتیک کمتر در روابط خود احساس خوشنودی و رضایت می‌کنند (کارنی و بردبری، 1997)، احساس عدم امنیت می‌کنند و احتمال بیشتری وجود دارد که بصورت تکانشی رفتار کنند (مک کرا و جان، 1992)؛ چنین افرادی به احتمال بیشتری ممکن است خیانت کنند (بارتا و کین، 2005).

خیانت و تمایزیافتگی: تحقیقات اخیر نشان داده است كه مدیریت اضطراب ممكن است عاملی در احتمال درگیری خیانت شود (مولتراپ، 1990).

تمایزیافتگی اصطلاحی است كه توضیح می­دهد فرد چطور اضطراب را مدیریت می­كند (بوئن، 1978)، فرض می­كند كه فرد به اضطراب از طریق واكنش به شیوه­ای طرح­دار (معروف به فرایند هیجانی) و یا از طریق انتخاب­های تمایزیافته پاسخ می­دهد. مولتراب (1990) و فریدمن (1991)، بطور آشكار اما نه تجربی، تمایزیافتگی و مشخصه­های حمایت­كنندۀ آنرا با خیانت مرتبط ساخته­اند. مولتراب (1990) مدعی است كه تمایزیافتگی «قلب» خیانت است (ص 20). بخاطر تعادل تمایزیافتگی در وابستگی و استقلال، قابل فهم است كه افرادی كه در ایجاد تعادل دارای مشكل هستند بعنوان یك واكنش خود را از همسر خویش كنار می­كشند، شاید فرد دیگری را بیابند، مخصوصاً اگر قادر نباشد در حالی كه در رابطه به او هستند مستقل باقی بمانند. مولتراب (1990) ادعا می­كند الگوهای چند نسلی، درهم آمیختگی، مثلث سازی و واكنش­پذیری هیجانی (تمام ویژگی­های تمایزیافتگی) به خیانت مربوط می­شوند.

میلفسكی و هرتلین (2000) دریافتند كه تمایزیافتگی با خیانت مرتبط است. خصوصاً زنانی كه سطوح بالای درهم آمیختگی و واكنش­پذیری عاطفی بالاتری دارند به احتمال بیشتری درگیر خیانت می­شوند مردانی كه سطح بالای تمایزیافتگی را داشتند به احتمال بیشتری درگیر خیانت می­شوند.

اینطور می­توان نتیجه گرفت كه افرادی كه كمتر تمایزیافته هستند بیشار به لحاظ هیجانی واكنش­پذیر هستند، بیشتر با دیگران درآمیختگی دارند و در مدیریت اضطراب به این شیوه، افراد ممكن است بیشتر مستعد باشند از طریق درگیر كردن خود با شخص ثالث به اضطراب واكنش نشان دهند.

خیانت و مدل سرمایه­گذاری: مدل سرمایه­گذاری (راسبالت، 1980) مدل گسترش یافته تئوری عدم وابستگی كلی و تیبات (1978) است. این مدل می­گوید كه واریانس سطوح تعهد به تصمیم­گیری جهت ماندن یا ترك كردن یك رابطه اثر می­گذارد و سه مؤلفه دارد: رضایت، كیفیت آلترناتیو و سرمایه گذاری. برآیند این سه مؤلفه ارزیابی ذهنی فرد از پاداش­ها و بهایی است كه فرد از رابطه كسب می­كند.بنا به مدل سرمایه­گذاری راسبالت احتمال اینكه یك فرد بعنوان مثال به ماندن در یك رابطه ادامه دهد به این بستگی دارد كه چقدر رابطه برای او رضایت بخش بوده است، جایگزین ها و آلترناتیوهای در دسترس او چقدر از نظر كیفیات مورد نظر وی برتری و جذابیت دارند و چه میزان فرد در رابطۀ اولیه و نیز رابطۀ دوم، منابع، انرژی و سرمایه­گذاری نموده است.

خیانت، دلبستگی و عشق: ژولی فریكر (2006) در پایان­نامه دكتری خود تحت عنوان " پیش­بینی خیانت، نقش دلبستگی، سبك­های عشق ورزی و مدل سرمایه گذاری" به بررسی رابطه خیانت با عوامل دلبستگی، عشق­ورزی و تعهد به ماندن در یك رابطه پرداخته است. پژوهش بر روی نمونه­ای 243 نفری متشكل از 174 زن و 69 مرد (با میانگین سنی 3/31 و انحراف استاندارد 9/11)، 20% افراد در رابطۀ فعلی درگیر خیانت و 42% آنها در برهه­ای از زندگی خود مرتكب خیانت شده بودند. نتایج تحقیق فریكو نشان داد كه افرادی كه سبك دلبستگی آنها ناایمن اجتنابی بود یا سبك عشق­ورزی آنها لودوس بود بیشتر بدنبال جایگزین­ها بودند و تعهد كمتری داشتند، بیشتر درگیر رابطۀ فرازناشویی بودند و برعكس آنهایی كه سبك دلبستگی ایمن، سبك عشق­ورزی اروس، تعهد بالاتر داشتند كمتر درگیر رابطۀ فرازناشویی بودند.

 

درمان و مسائل درمانی

رازداری

بیماران به شیوه­های مختلفی  به درمان مراجعه می­كنند. همسر خیانت پیشه ممكن است به تنهایی و یا كسی كه به او خیانت شده است تنها مراجعه كند، اما پس از آشكار شدن مسأله هر دو با هم مراجعه كنند. گاهی ابتدا به خاطر یه مسأله به ظاهر نامربوط مراجعه می­كنند، اما به زودی متوجه می­شوند كه به نوعی به مسأله خیانت اشاره می­كنند. تأكید بر مسأله رازداری در اولین جلسه دارای اهمیت است. نیاز به دلیل قانع كننده و محكمی است تا قانون رازداری، محور توجه قرار گیرد. گوتلیب (1995) خاطر نشان ساخته است كه روان درمانی اساساً نوعی ارتباط بین بیمار و درمانگر با ضوابط اخلاقی نسبتاً آشكار است ... « اولین وظیفۀ روانشناس در قبال مراجع این است كه امنیت و استقلال مورد انتظار را تأمین نماید» (انجمن روانشناسی آمریكا، 1990). گوتلیب می­گوید (مارگولین، 1982) چهار مسأله بی­نظیر در سیستم درمان ارائه داده است كه عبارتند از:

1- مراجع چه كسی است؟

2- اگر مراجع بیش از یك نفر است، درمانگر چگونه باید موضع بی­طرفی اتخاذ كند و تحت چه شرایطی به خاطر یكی از اعضای خانواده باید بهم بخورد؟

3- درمانگر چگونه با اعتماد به این مسأله بپردازد.

4- درمانگر چگونه با توافق اعلام شده كنار بیاید.

پیت من (1989) هیچ تضمینی برای رازداری نمی­بیند. او آشكارا می­گوید هیچ چیزی را مخفی نگه نمی­دارد و این عمل كه آنچه شنیده شده است به طرف مقابل انتقال دهد كاملاً بجا و لازم است. لوستر من (2005) ضمن مخالف با نظر پیتمن معتقد است كه در فرایند هر درمانی احتمال تغییر قالب وجود دارد. بنابراین آنچه را كه به عنوان قرارداد به اطلاع بیمار می­رسانیم تأكید بر رعایت مسأله رازداری است. بنا به نظر او دلیل دیگر در مورد اهمیت مسأله رازداری، راهبردی ازدواج است:

«یكی از اهداف من این است كه چنانچه فردی كه خیانت می­كرده است سعی دارد به ارتباط خود پایان دهد، پس تمام توجه زوج متوجه مسائل زناشویی خواهد گشت، اما چنانچه متوجه شوم كه همسر خیانت پیشه آماده پایان دادن به رابطه نیست، بصورت خصوصی او را ملاقات می­كنم تا مسأله حل شود. بطور كلی در یك جلسه، مسأله تداوم ارتباط پذیرفته می­شود؛ در اینجا مسأله رازداری خاتمه می­یابد و یا اینكه دو همسر در مورد پایان دادن رابطه به توافق می­رسند».

استرس پس از سانحه: بعد از اطلاع رضایت طرفین نسبت به مسأله رازداری، بررسی میزان شوك روانی و واكنش­های پس از آن در شخصیت فرد خیانت دیده دارای اهمیت است. بیشتر كسانی كه به راز خیانت پی می­برند، دچار شوك روانی شدیدی می­شوند. آنها می­گویند هر مشكلی هم در زندگیشان وجود داشته است، هرگز انتظار چنین اتفاقی را نداشته­اند. میزان خشم، ارتباطی با جنسیت ندارد و مردها به اندازۀ زن­ها دچار شوك روانی می­شوند.

متأسفانه مطالعۀ دقیق معیارهای تشخیصی DSM-IV برایPTSD  دقیقاً این شوك روانی را در بر نمی­گیرد. بنابراین بهتر است درمان از طریق DSM-IV برای سازگار نمودن آشفتگی، نگرانی، و احساس افسردگی گزارش گردد. اما لازم است هر دو زوج بدانند كه شوك روانی امری طبیعی است و تغییرات موجود در ارتباط مستلزم بررسی و نحوۀ برخورد با پیامد آن است كه شامل موارد زیر است:

1- مشكل بیدار ماندن یا مشكل خوابیدن

2- زودرنجی و غلیان خشم

3- مشكل تمركز

4- هوشیاری بیش از حد

5- واكنش بهت زدگی و وحشت زدگی شدید

6- واكنش فیزیولوژیك در مقابل حوادثی كه شبیه و یا یادآور یكی از ابعاد رویداد است (ناتوانی درتماشای یك فیلم با موضوع خیانت).

مسلماً فردی كه به او خیانت شده است، خود را قربانی رفتار همسر می­داند، اگر درمانگر این احساس را تصدیق نكند، نمی­تواند بخوبی با مراجع كار كند. بهمین ترتیب اگر بیمار پس از طی مراحل درمان همچنان احساس قربانی شدن بكند موفقیت چندانی حاصل نشده است. این وظیفۀ درمانگر است كه به آنها كمك كند، بدانند كه این احساس ناشس از شوك وارده است. شیوه­های فراوانی برای كمك به كسی كه به او خیانت شده تجویز گردیده است تا این مرحلۀ خطرناك و حساس یأس و سرخوردگی پشت سر گذاشته شود. بنابراین شیوه­های درمانی نه تنها نسبت به مسائل عاطفی حساس­اند بلكه ویژگی آموزشی درمانی نیز دارند.

هردو نفر می­خواهند كه شوك حاصله كی و چگونه پایان خواهد یافت. بنابراین باید یادآور شد كه زوج­ها با همدلی می­توانند مرحلۀ بهبودی را آغاز كنند. درمانگر باید برای همسر خائن توضیح دهد كه او می­تواند نقش مهمی در كمك به كسی كه به او خیانت شده است، ایفا نماید. او نیاز دارد تا عصبانیت، ناراحتی و فشار روانی خود را بر سرش خالی كند و به سؤالاتش صادقانه پاسخ داده شود. این مرحله در كسب مجدد اعتماد بسیار ضروری و مهم است (لوسترمن، 1989).

در درمان خیانت اهداف باید سه مرحله­ای باشد (لوسترمن، 1995- 1989). گرچه هر مرحله به مسائل خاص درمانی می­پردازد، بعید بنظر می­رسد كه آرام و یكنواخت باشد. حتی گاهی درمانگر فكر می­كند فقط با مرحلۀ اول سروكار دارد، گاه گاهی وارد مرحلۀ اول و دوم می­شود. یك عامل در درمان موفقیت آمیز این است كه می­توان مرحلۀ دو و سه را قطع نموده و به مرحلۀ بعد از مشكل برگشت، تا زوج­ها توانایی لازم برای برخورد با مشكل را كسب كنند.

 

مرحلۀ اول: كسب مجدد اعتماد

شوك روانی اولیه ناشی از بی­اعتمادی شرح داده می­شود. فرد خیانت پیشه ترغیب می­شود تا به توجه به حمایت فردی كه به او خیانت شده است بپردازد. هر سه مرحله كار كاملاً برنامه ریزی شده است. پس زوج وظائف خاصی را پیش رو دارد. البته باید تأكید نمود كه این كار تضمینی برای نجات زندگی زناشویی نیست و فقط فرصتی برای بررسی تحول است. پس نتیجۀ مطلوب یك زندگی بهتر یا طلاق مناسب­تر است.

فرایند تعدیل خشم و رنجش فردی كه به او خیانت شده برای زوج و درمانگر بسیار دشوار است، زیرا نگرانی شدیدی ایجاد می­كند. روشی كه هردو طرف خیانت را در نظر داشته باشد سرشار از تنش است. در این مرحله تئوری در حال رشد در مورد «هیجان» ابراز شده (EE) برای درك درمان مفید است. درك پدیدۀ « هیجان ابراز شده» و ارتباطش با خیانت مرتبط با PTSD یكی از ابعاد مهم آموزش روانی درمان است.

فردی كه به مسألۀ خیانت پی برده اغلب یك دوران خودافشایی را پشت سر خواهد گذاشت. حتی اگر این مسأله جزئی از ساختار شخصیتش نباشد. برخی از افرادی كه خیانتشان آشكار شده نیز دچار «خودافشایی» می­شوند، بنابراین فردی كه به خیانت پی برده است باید یاد بگیرد بجای برانگیختگی احساس، احساساتش را ابراز كند. اگر مرحلۀ اول طولاترین مرحلة درمان باشد، اتفاق عجیبی نیست.    مرحلۀ اول اغلب احساس آسیب­پذیری و ضعف را افزایش می­دهد. فردی كه خیانتش آشكار شده است، اغلب به خاطر گناه خود رنج می­برد و گاه نیز بخاطر از دست دادن رابطه دچار افسردگی می­شود. پس او نیز به حمایت­های درمانی نیاز دارد تا بتواند همسرش را از لحاظ عاطفی حمایت كند.

 

مرحلۀ دوم: بررسی عوامل مستعد كننده

این مرحله برای درمانگر سیستمی آشناست. در این مرحله نگاه به مسائل دوران نامزدی و ازدواج، توجه خاص به تعارضات و چگونگی كنترل آن و مسائل خانواده اصلی بسیار مهم است. عجیب است اگر خانواده­ای كه در آن رابطۀ فرازناشویی وجود داشته، ادعا كنند كه اختلافی در زندگی نداشته­اند. بررسی دقیق نشان می­دهد كه هریك از آنها افكار و احساسات خود را در مورد مسائل مهم ابراز نداشته­اند. بنابراین این مسائل هرگز حل نشده­اند و در صورتیكه امكان كمك به زوج، برای كشف و پردازش این مسائل وجود دارد كه مسائل مربوط به خانواده اصلی بررسی گردد.

بطور مثال یك زوج بیان نمودند كه مسائل مربوط به ازدواج و برنامۀ ازدواجشان بخوبی پیش رفته است. فقط زن كه مادرش رفتار بسیار منتقدانه­ای داشته است. پس مشخص شد كه مادرش با ازدواجشان مخالف بوده، اما همسرش نمی­دانست كه در دوران نامزدی تحت چنین فشاری بوده است. مسألۀ خودافشایی فردی می­تواند دلیل مهمی برای شروع خیانت باشد بخاطر اینكه زوج­هایی كه خیانت می­كنند كاملاً آگاه­اند كه مورد سرزنش قرار خواهند گرفت، بنابراین مهم است كه مراجع احساس بكند درمانگر تصمیم دارد منشأ خانوادگی را محور درمان قرار دهد.

یك تكنیك برای جلوگیری از این نگرانی استفاده از حس شوخ­طبعی است، مثالاً به این شكل عمل می­شود: از زوج بخواهیم شیر یا خط كنند كه چه زمانی برای بررسی این مسائل آماده شوند. وقتی بررسی­ها ادامه یافت و موضوع خودافشایی ضعیف آشكار گردید، فرصت مناسبی برای مشكلات ناگفته قدیمی بوجود می­آید.

مرحلۀ سوم: آشتی

در این مرحله باید یادآور شد كه هدف درمان تغییر كرده و موضوع درمان امكان حركت بسوی زندگی بهتر یا طلاق است. در این مرحله امید می­رود كه سرزنشی كه از خصوصیات بارز مرحلۀ اول است، فروكش كرده باشد و زوج قادر به درك عواملی باشند كه زمینۀ بروز خیانت را فراهم آورده است. موضوع این مرحله بهبود مهارت­های خودافشاگری و حل مسأله است.

با درك روشن مسائلی كه ازدواج زوج را بغرنج نموده است آنها می­توانند تصمیم بگیرند كه آیا زندگی بهتر و رضایت­بخش­تر را ادامه دهند یا امكان طلاق مناسب و بهتر را در نظر بگیرند.

بدیهی است زندگی بهتر مزایای بیشتری دارد و طلاق مستلزم بررسی مسألۀ تربیت فرزندان را ایجاب نموده و هر یك از زوجین را قادر می­سازد تا بهتر در مورد ارتباطات آینده از نظر انتخاب شریك و اخلاف فردی تصمیم بگیرند.

فهرست منابع

1-    Bagarozzi Sr., Dennis A.(2008) 'Understanding and Treating Marital Infidelity: A Multidimensional Model', The American Journal of Family Therapy, 36: 1, 1 — 17

2 -    Drigotas, S. M., Saftsron, C. A. and Gentilia, T. (1999) 'An Investment Model Prediction Of  Dating Infidelity', Journal of Personality and social Psychology, Vol. 77, No, 3, 509-524

3-  Fricker, J. (2006). Predicting Infidelity: The Role of Attachment Styles, Lovestyles, and the Investment Model, Unpublished Doctoral Thesis. Australia: Swinburne University of Technology.

4-  Greeley, A. (1991). Faithful attraction: Discovering intimacy, love and fidelity in American marriage. New York: Tom Doherty Associates.

5-    Habben C. M. (2004). Differentiation as a Predictor of Extramarital Involvement, Unpublished Doctoral Thesis. Virginia: Virginia Polytechnic Institute and State University.

6-    Harway, M. (2005). Handbook of Couples Therapy. New Jersey :John Wiley & Sons, Inc., Hoboken.

7-    Hertlein, Katherine M. and Weeks, Gerald R.(2007) 'Two Roads Diverging in a Wood', Journal of Couple & Relationship Therapy, 6: 1, 95 — 107

8-    Hertlein, Katherine M. , Ray, Rose , Wetchler, Joseph L. and Killmer, J. Mark(2003) 'The Role of Differentiation in Extradyadic Relationships', Journal of Couple & Relationship Therapy, 2: 4, 33 — 50

9-    Hertlein, Katherine M. , Wetchler, Joseph L. and Piercy, Fred P.(2005) 'Infidelity', Journal of Couple & Relationship Therapy, 4: 2, 5 — 16

10-  Lusterman, D.-D. (1989, May/June). Marriage at the turning point. Family Therapy

Networker, 13, 44–51.

11-  Lusterman, D.-D. (1995). Treating marital infidelity. In R. Mikesell, D.-D. Lusterman,

& S. McDaniel. Integrating family therapy: Handbook of family psychology and systems theory (pp. 561–569). Washington, DC: American Psychological Association.

12- Peluso, P. R. (Ed.) (2006). Infidelelity: A Practitioner's Guide to Working with Couples in Crisis.New York: Routledge.

13-  Pittman, F. (1989). Infidelity and Betrayal of Intimacy. New York: Norton.

14-  Pittman, F. (1989). Private lies: Infidelity and the betrayal of intimacy. New York: Norton.

15-  Shakelford, T. K, Besser and  A. Goetz, A. T. (2007). Personality, Marital Satisfaction, and Probability of Marital Infidelity (In Press), Individual Differences Research (IDR).

16-  Shakelford, T. K. and Buss, D. M. (1997) 'Cues to Infidelity', Journal of Personility and Social Psychology, Vol. 23, No, 10, 1034-1045

17-  Wade, T. J. and Walsh, H. (2007) 'Does The Big Five Relate to Jealousy or Infidelity Reaction?', Journal of Social, Evolutionary, and Cultural Psychology www.jsecjournal.com  2008, 2 (3): 133-143.

ذبیح الله روستا
شنبه 16 دی 1391 09:27 ب.ظ
سلام موضوع جالب و به روزیه منم دارم روی این موضوع کار می کنم کار سختی است چگونه می تونم از تجربیات شما استفاده کنم راستی من مشاور و کارشناسی ارش روان شناسی ام خوشحال میشم بتونم به دوستان نیازمند کمک کنکم
مهدیه
سه شنبه 10 مرداد 1391 11:29 ق.ظ
سلام دوست عزیز .ممنون از مطالبتون .من می تونم برای استفاده در پایان نامه ام مطالب شما را به صورت وورد داشته باشم ؟ممنون میشم
هراتیان
دوشنبه 10 بهمن 1390 01:06 ق.ظ
با سلام
اقای لواف بور ان شا الله كه این بیامو بخونید. من در زمینه شخصیت افراد خیانتكار كار میكنم خوشحال میشم اگر مطلبی دارید بهم كمك كنید
vahedi
دوشنبه 25 مهر 1390 09:45 ب.ظ
سلام
میدونم از تاریخی که مطلبتون رو گذاشتین و وبلاگتون رو به روز کردین خیلی میگذره اما امیدوارم که کامنت منو بخونید.
من دانشجوی ارشد پژوهشگری علوم اجتماعی هستم که موضوع پایان نامه ام خیانته،تازه اول کارم و احتیاج دارم که برای تئوری ها منبع پیدا کنم.
می شه من رو راهنمایی کنید.
سینا آرامش
چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390 11:25 ق.ظ
بد نبود ، بیشتر دقت کن
موفق و پیروز باشی
مهرنوش
پنجشنبه 8 اردیبهشت 1390 06:33 ب.ظ
وای عالی بود.من دانشجوروانشناسی هستم اگه این مطلب پیدانکرده بودم بیچاره بودم.
پگاه
یکشنبه 4 اردیبهشت 1390 02:46 ب.ظ
مرسی برای مقالتون.من دانشجوی ارشد مشاورم چند وقت دنبال مطلب درباره خیانت بودم.کلی استفاده کردم .ممنون موفق باشید
الهام پورمحمد
چهارشنبه 31 فروردین 1390 02:40 ب.ظ
سلام .
از مقاله ی خوبتومن ممنونم . من دانشجوی روانشناسی هستم . می تونم فایل ورد این مقاله رو داشته باشم ؟
آدرس ایمیلم رو اینجا براتون گذاشتم .
باز هم ممنون.
نیما
پنجشنبه 18 فروردین 1390 01:11 ب.ظ
سلام عزیز برادرم
نوشته شما خوب وعالی است
یكی از مسایل به روز است
موفقیت شما را از خداوند بزگ خواستاریم .
دوشنبه 23 اسفند 1389 06:21 ب.ظ
مطالبتون خیلی عالیه-واقعا وبلاگ عالیه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : فزشاد لواف پور

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان